
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:۩۞۩ بزرگترين مرکز دانلود ايرانيان ۩۞۩ در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
ما در این وبلاگ جدیدترین برنامه ها رو به همراه توضیح فارسی برای شما عزیزان آماده می کنیم
این وبلاگ زود به زود آپ می شه، با نظراتتون ما رو در بهتر کردن وب یاری کنید
موبایل![]()
ترفند![]()
دانلود نرم افزار![]()
آموزش![]()
عکس : موبایل![]()
عکس : Wallpaper![]()
عکس : اتومبیل![]()
سرگرمی : اس ام اس و پیامک![]()
سرگرمی : مطالب خواندنی![]()
عجایب دنیا![]()
نرم افزار ها قابل حمل (Portable)![]()
فیلم![]()
جدیدترین اخبار آی تی![]()
دانلود بازی![]()
کدهاي جاوا اسکريپت![]()
قالب وبلاگ![]()
فونت هاي انگليسي![]()
آیکون![]()
نرم افزارهای فارسی![]()
کتاب الکترونیک![]()
نرم افزارهای جاوا![]()
جدیدترین آهنگ ها![]()
ویدیو موزیک![]()

یه داستان جالب :
یک پسر کوچک از مادرش پرسید:چرا گریه میکنی؟
مادرش به او گفت: زیرا من یک زن هستم.
پسر بچه گفت: من نمی فهمم.
مادرش او را در آغوش گرفت و گفت:تو هیچگاه نخواهی فهمید.
[+]
نوشته شده توسط مهدی در 18:18
|
|
یه شب که من حسابی خسته بودم
همین جــوری چشامو بستـه بـودم
سیاهی چشــام یه لحظه سُـر خـورد
یــه دفعـه مثل مرده ها خوابم برد
تــو خواب دیدم محشر کــبری شده
محکـمــة الهــــی بــر پــــا شـــده
لینک دانلود و متن کامل شعر محکمه الهی در ادامه متن...
[+]
نوشته شده توسط مهدی در 18:4
|
|
راننده55ساله اين اتومبيل با سرعت100مايل در حال حركت به سمت شهر خود بود كه ناگهان يك هوا پيماي تك موتورهروي سقف اتو مبيل او فرو آمداين راننده كه اجازه استفاده از اتو بان ويژه رارا داشت نا گهان ترمز گرفت وسبب شد تا هواپيما از سقف لغزيد وبا زمين برخورد كرد.
سخنگوي پليس گفت:خلبان هواپيما بايد خسارت وارده آمده به ماشين پروشه را بپردازد.
[+]
نوشته شده توسط مهدی در 22:44
|
|
کنون رزم ويروس و رستم شنو ...... دگرها شنيدستی اين هم شنو
که اسفنديارش يکی ديسک داد.... بگفتا به رستم که ای نيک زاد
در اين ديسک باشد يکی فايل ناب ... .. که بگرفتم از سايت افراسياب
چنين گفت رستم به اسفنديار ..... که من گشنمه نون سنگک بيار
جوابش چنين داد ٬خندان طرف ..... که من نون سنگک ندارم به کف
برو حال می کن بدين ديسک٬ هان ! ..... که هم نون و هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوی خانه اش ..... شتابان به ديدار رايانه اش
چو آمد به نزد مينی تاورش ..... بزد گرز بر دکمه ی پاورش
دگر صبر و آرام و طاقت نداشت ..... مر آن ديسک را در درايوش گذاشت
نکرد هيچ صبر و نداد هيچ لغت ..... يکی ليست از روی ديسک او گرفت
در آن ديسک ديدش يکی فايل بود ..... بزد انتر آنجا و اجرا نمود
کزان يک دم و شد همان دم عيان ..... يکی فيلم و موزيک و شرح و بيان
.
به ناگه چنان سيستمش کرد هنگ ..... که رستم در آن ماند مبهوت و منگ
چو رستم دگر باره ريست نمود ..... همی کرد هنگ و همان شد که بود
تهمتن کلافه شد و داد زد ..... ز بخت بد خويش فرياد زد
چو تهمينه فرياد رستم شنود ..... بيامد که ليسانس رايانه بود
بدو گفت رستم همه مشکلش ..... وز آن ديسک وبرنامه ی خوشگلش
چو رستم بدو داد قيچی و ريش ..... يکی ديسک بوتيبل آورد پيش
يکی برنامه اندر آن ديسک بود ..... بر آورد آن را و اجرا نمود
به ناگه يکی رمز ويروس يافت ..... پی کشف امضای ايشان شتافت
چو ويروس را نيک بشناختند ..... مر از بوت سکتور بر انداختد
به خاک اندر افکند ويروس را ..... تهمتن به رايانه زد بوس را
چنين گفت تهمينه با شوهرش ..... که اين بار بگذشت از پل خرش
دگر باره اما خريت مکن ..... ز رايانه اصلآ تو صحبت مکن
قسم خورد رستم به پروردگار نگيرد دگر ديسک از اسفنديار
[+]
نوشته شده توسط مهدی در 22:37
|
|